محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )

580

أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )

كه مشغول خائيدن آن است . ساختمانهايشان مانند دمشق از گل است ، ولى چه گلى ؟ مانند آن را نديده‌ام . برخى بازارهايشان سرپوشيده [ ونازيبا ] وبرخى سرگشاده است . جامع در بازارى زيبا است كه ستونهائى گرد دارد . آتشگاهى ( گلدسته ) در سمت قبله به بلندى * هفتاد ذراع از گل دارد كه هنوز هيچ نفر سوده است [ من پس از جامع مصر ، نماز آبادتر از جامع ايشان نديده وشهري پرجمعيت‌تر از شهر ايشان نشنيده ودر همهء كشور اسلام خاكى بدين خوبى نيافته‌ام . مردمش أهل سنت وجماعت وأدب وبلاغتند . چقدر قارى وأديب وصاحبدل كه اين شهر بيرون داده است ! ميوه‌شان هميشگى ونعمتشان آشكار است . من انگور نيكو را در هنگام نوروز آنجا ، يك من - با من خودشان - به يك دانق خريدارى كردم ، وهمچنين سيب عالي را . شهر در ميان فارس وخوزستان ورى وهمدان جا دارد كاروانها هميشه از بصره وخراسان به سوى آن روانست . از همدان بزرگتر واز رى آبادتر ، در دشتى دور از كوه مىباشد ] . رودخانه از ميان شهر مىگذرد ولى [ از چاه‌هاى شيرين مىآشامند ] ورودخانه از پليديها كه در آن ريزند كثيف است . دوازده كوچه دارد . مدينه : در دو ميلى « يهودية » است ، دژى بلند دارد وپائين آن پلى بزرگ است . جامع آن كهن‌تر واستوارتر است [ به اندازهء نصف همدان است ونيمى از آباديهاى قصبه را در برگرفته است ] . خولنجان : در سمت خوزستان ، آباد وبزرگ وپرميوه است . سميرم : در دامنهء كوه ، گوز وميوه [ وگوشت ] فراوان دارد ، جامعي زيبا نيز دور از بازار دارد نهر آب در ميان شهر وبازار وخيابان [ وبأمها ] روانست كه از چشمه‌اى در كوه در راه « يهودية » سرازير مىآيد .